ورود برای عموم ازاده

سلام به همه ی گوگولی ها

بابا

تو داروخونه بودم. یه آقایی اومد گفت: کرم ضد سیمان دارین؟



فروشنده با تمسخر ازش پرسید ایرانیشو میخای یا خارجیشو؟؟؟



مرده گفت از وقتی کارگر ساختمون شدم دستام زبر شده نمیتونم صورت دخترمو ناز کنم.

خارجیشو بده.

به سلامتی باباهااااا

 

 
thumb_HM-20134709915678304521405609432.5

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم تیر 1393ساعت 2:9 قبل از ظهر  توسط Dokhmale maman   | 

یادمان باشد

یادمان باشد بعضی هایمان شانس گفتن کلماتی را داریم که برخی دیگر حسرتش را،

کلماتی مثل : بابا، مامان، پدربزرگ

-
آلبرت انیشتین


thumb_HM-2013470999742909991399902605.72

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم تیر 1393ساعت 2:8 قبل از ظهر  توسط Dokhmale maman   | 

اللهم عجل لولیک الفرج

 

 

 

 

از ناکجاي وجود بي مقدارم، تا آستان بي کران کوي تو، در ميان سيلاب اشک،

پلي از نياز مي زدم. پلي از انتظار،


از غيبت تا ظهور

 

 

 

 

آقا بيا تا زندگي معنا بگيرد


شايد دعاي مادرت زهرا بگيرد


آقا بيا تا با ظهور چشم هايت


اين چشم هاي ما کمي تقوا بگيرد

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم خرداد 1393ساعت 5:3 بعد از ظهر  توسط Dokhmale maman   | 

شهدا




خون شهدا  را  روسری این دخترک  پایمال نمیکند..

خون شهدا را حاجی های  پایمال میکنند که  ناموس را ساعتی کرایه میدهند..

ناموسی که ۸سال به خاطرش جنگیدند و امروز در ویترین مغازه حاج آقاست

و به هر کس نا کسی فروخته میشود..!

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم اردیبهشت 1393ساعت 9:12 بعد از ظهر  توسط Dokhmale maman   | 

روز مادر مبارک



مادر تو تمام شادی هایت را به من بخشیدی


و غمهایت را در خود فرو ریخته ای،


تا نفس دارم و بعد از مرگ نیز روحم فراموشت نخواهد کرد.


ای خدای بزرگ!


به من توانائی بده هرگز از پله های غرور بالا نروم و


لحظات شادم را در کنارش باشم.


کمک کن قلب رئوف و قشنگ این فرشته زمینی ات


را هرگز نلرزانم و آسمان آرزوهایش را خراب نکنم.


روزت مبـــــــــــــــــارک

 


برچسب‌ها: روز مادر
+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم فروردین 1393ساعت 10:45 بعد از ظهر  توسط Dokhmale maman   | 

کم سویی


 

به خاطر سنگی که تو غذام بود


دندانم شکست .....


گریه کردم ...!!!


نه به خاطر درد دندانم


برای کم سویی چشمان


مادرم

 


برچسب‌ها: کم سویی
+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم فروردین 1393ساعت 9:19 بعد از ظهر  توسط Dokhmale maman   | 

سه اصل


زندگی من بر سه اصل استوار است:


نـگاه مادرم


لبــــخند مادرم


دعـــــــــــای مادرم





برچسب‌ها: زندگی
+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم فروردین 1393ساعت 8:58 بعد از ظهر  توسط Dokhmale maman   | 

my mother


  my mother


  I love you and i need you,even tough


  I love you and i need you,even tough


  I may at times have made  you tear your hair i set myself


  apart,bet even so  your presence and your loves 


  are always there you are  my jail cell and ten-ton door


  that keeps me from just being who i am


  and so i pound the walls and go to war


  ramming all the rules that i can ram


  yet though i mast rebel,all the while


  wait upon the flash of your pround smile


 ,my mother and twist inside at 


  every reprimand  I,m sorry for the times


  I,ve caused you pain  after these brief storms,love will remain



 

  مادر دوستت دارم وتا ابد به تو محتاجم


 تا ابد دوستت دارم وبه تو محتاجم


وهمین لحظه این قدر اشک برای ریختن دارم که موهایت تر شود


خودم را از تو دور کرده ام،با این وجود توجه وعشق تو هنوز در دلم برپاست


تو مامن وسرپناه من هستی


 که مرا از گزندها وآسیب ها حفظ می کنی


 من از دیوارها می گذرم وپرواز می کنم


 و تمام کارهایی را که باید،انجام می دهم تا در پناه تو باشم


شاید من یاغی وسرکش باشم


اما می دانم حتی زمینی که بر روی آن ایستاده ام


از عشق تو سرشار است


  من منتظر لبخند درخشان وپرغرور تو هستم،مادر


 لبخندی که هر گره ای را باز می کند


 برای تمام لحظاتی که به خاطر من رنج کشیده ای متا سفم


 اما بعد از طوفان های کوچک


 این آرامش است که پا برجا خواهد ماند

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم فروردین 1393ساعت 8:48 بعد از ظهر  توسط Dokhmale maman   | 

به بهشت نمیروم


card-postal_www.Patugh.ir-10.jpg

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1392ساعت 6:56 بعد از ظهر  توسط Dokhmale maman   | 

دنیام


گفت با مادر جمله بساز............

گفتم من با مادرم جمله نمی سازم 

من با مادرم دنیامو میسازم


d158a2a8ebd2aa172ee1e3e13c1bc3b8-425

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم بهمن 1392ساعت 8:59 بعد از ظهر  توسط Dokhmale maman   | 

مطالب قدیمی‌تر